نظر میدی یا انگشت کنم توی چشمت طنز دانشجویی - هدی یوسفی
طنز دانشجویی - هدی یوسفی دانشجو و هزار و یک بدبختی
  • شب امتحان( )

  • بی همگان بسر شود ، بی تو بسر نمیشود

    این شب امتحان من چرا سحر نمیشود ؟!

    مولوی او که سر زده ، دوش به خوابم آمده

    گفت که با یکی دو شب ، درس به سر نمیشود !

    استرس است و امتحان ، پیر شده ست این جوان

    دوره آخر الزمان ، درس ثمر نمیشود !


    مثل زمان مدرسه ، وضعیت افتضاح و سه

    به زور جبر و هندسه ، گاو بشر نمیشود !


    مهلت ترمیم گذشت ، کشتی ما به گل نشست

    خواستمش حذف کنم ، وای دگر نمیشود !


    هر چه بگی برای او ، خشم و غصب سزای او

    چونکه به محضر پدر ، عذر پسر نمیشود


    رفته ز بنده آبرو ، لیک ندانم از چه رو

    این شب امتحان من ،دست بسر نمیشود؟


    توپ شدم شوت شدم ، شاعر مشروط شدم

    خنده کنی یا نکنی ، باز سحر نمیشود !!!


    + نوشته شده در چهارشنبه دهم مهر 1392ساعت 22:54 توسط این جانب دانشجو (هدی یوسفی) |
  • دانشجو مواظب باش( )

  •  خودکارتو گم کنی = خودکار نداری

    خودکار نداشته باشی = جزوه نداری

    جزوه نداشته باشی = درس نمی خونی

    درس نخونی = پاس نمیشی

    پاس نشی = مدرک نمی گیری

    مدرک نگیری = کار گیرت نمیاد

    کار نداشته باشی = پول نداری

    پول نداشته باشی = غذا نداری

    غذا نداشته باشی = لاغر مردنی میشی

    لاغرمردنی بشی = زشت میشی

    زشت بشی = عاشقت نمیشن

    عاشقت نشن = ازدواج نمیکنی

    ازدواج نکنی = بچه نداری

    بچه نداشته باشی = تنهایی

    تنها باشی = افسرده میشی

    افسرده بشی = مریض میشی

    مریض بشی = میمیری

    .

    .

    .

    .

    پس حواست باشه خودکارتو گم نکن وگرنه میمیری...!!


    + نوشته شده در شنبه هجدهم شهریور 1391ساعت 19:25 توسط این جانب دانشجو (هدی یوسفی) |
  • برای فاطمه عزیزم( )

  • فاطمه جونم اینم عکسات. امیدوارم خوشت بیاد

     برای دیدن عکسا برو بر روی ادامه مطلب کلیک کن


    + نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم تیر 1391ساعت 23:29 توسط این جانب دانشجو (هدی یوسفی) |
  • بدون شرح( )

  • این منم ، تازه از سر جلسه امتحان بلند شدم

    همه چی عادیه ، هیچ چیز غیر طبیعی نمیبینید !

    پوشک دانشجویان ایزی لایف مخصوص امتحانات !

     

     

    شیر یا خط دانشجویی :

    اگه شیر اومد میخوابم !

    اگر خط اومد فیلم میبینم !

    اگه راست ایستاد درس میخونم !!


    + نوشته شده در شنبه بیست و ششم فروردین 1391ساعت 20:57 توسط این جانب دانشجو (هدی یوسفی) |
  • امتحانا تمــــــــــــــــــــــــــــــوم شد !!!( )

  • Close your books and Open your FaceBooks

    Emtehana Tamoom shoooooooooooood !!


    + نوشته شده در جمعه بیست و یکم بهمن 1390ساعت 17:48 توسط این جانب دانشجو (هدی یوسفی) |
  • دانشجو( )

  • دانشجو های عزیز هیچ کس از شما توقع نداره!

    امید امام هم به دبستانی ها بود.


    + نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان 1390ساعت 0:41 توسط این جانب دانشجو (هدی یوسفی) |
  • حسنک امسال ... واقعا جای تاسف است که ( )

  • گاو ما ما می كرد. گوسفند بع بع می كرد. سگ واق واق می كرد و همه با هم فریاد می زدند حسنك كجایی؟ شب شده بود اما حسنك به خانه نیامده بود . حسنك مدت های زیادی است كه به خانه نمی آمد. او به شهر رفته و در آنجا شلوار جین و تی شرت های تنگ به تن می كند. او هر روز صبح به جای غذا دادن به حیوانات جلوی آینه به موهای خود ژل می زند. موهای حسنك دیگر مثل پشم گوسفند نیست چون او به موهای خود گلت می زند. دیروز كه حسنك با كبری چت می كرد، كبری گفت تصمیم بزرگی گرفته است. كبری تصمیم داشت حسنك را رها كند و دیگر با او چت نكند چون او با پتروس چت می كرد.

     پتروس همیشه پای كامپیوترش نشسته بود و چت می كرد. پتروس دید كه سد سوراخ شده اما انگشت او درد می كرد چون زیاد چت كرده بود. او نمی دانست كه سد تا چند لحظه ی دیگر می شكند. پتروس در حال چت كردن غرق شد. برای مراسم دفن او كبری تصمیم گرفت با قطار به آن سرزمین برود اما كوه روی ریل ریزش كرده بود .ریزعلی دید كه كوه ریزش كرده اما حوصله نداشت. ریزعلی سردش بود و دلش نمی خواست لباسش را در آورد. ریزعلی چراغ قوه داشت اما حوصله درد سر نداشت. قطار به سنگ ها برخورد كرد و منفجر شد. كبری و مسافران قطار مردند. اما ریزعلی بدون توجه به خانه رفت. خانه مثل همیشه سوت و كور بود. الان چند سالی است كه كوكب خانم همسر ریزعلی مهمان ناخوانده ندارد. او حتی مهمان خوانده هم ندارد. او حوصله ی مهمان ندارد. او پول ندارد تا شكم مهمان ها را سیر كند. او در خانه تخم مرغ و پنیر دارد اما گوشت ندارد. او كلاس بالایی دارد. او فامیل های پولدار دارد. او آخرین بار كه گوشت قرمز خرید چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت. اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون دنیای ما خیلی چوپان دروغگو دارد به همین دلیل است كه دیكر در كتاب های دبستان آن داستان های قشنگ وجود ندارد...


    + نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم مهر 1390ساعت 22:26 توسط این جانب دانشجو (هدی یوسفی) |
  • استاد زرنگ و دانشجوهای تنبل( )

  • مچ گیری  استاد !


    چهار دانشجو كه به خودشان اعتماد كامل داشتند يك هفته قبل از امتحان پايان ترم به مسافرت رفتند و با دوستان خود در شهر ديگر حسابي به خوشگذراني پرداختند. اما وقتي به شهر خود برگشتند متوجه شدند كه در مورد تاريخ امتحان اشتباه كرده اند و به جاي سه شنبه، امتحان دوشنبه صبح بوده است. بنابراين تصميم گرفتند استاد خود را پيدا كنند و علت جا ماندن از امتحان را براي او توضيح دهند. آنها به استاد گفتند: « ما به شهر ديگري رفته بوديم كه در راه برگشت لاستيك خودرومان پنچر شد و از آنجايي كه زاپاس نداشتيم تا مدت زمان طولاني نتوانستيم كسي را گير بياوريم و از او كمك بگيريم، به همين دليل دوشنبه دير وقت به خانه رسيديم.»

    استاد فكري كرد و پذيرفت كه آنها روز بعد بيايند و امتحان بدهند. چهار دانشجو روز بعد به دانشگاه رفتند و استاد آنها را به چهار اتاق جداگانه فرستاد و به هر يك ورقه امتحاني را داد و از آنها خواست كه شروع كنند....آنها به اولين مسأله نگاه كردند كه 5 نمره داشت. سوال خيلي آسان بود و به راحتي به آن پاسخ دادند.....سپس ورقه را برگرداندند تا به سوال 95 امتيازي پشت ورقه پاسخ بدهند كه سوال اين بود: «كدام لاستيك پنچر شده بود؟»!!!


    + نوشته شده در شنبه بیست و ششم شهریور 1390ساعت 22:53 توسط این جانب دانشجو (هدی یوسفی) |
  • خر زدن چیست؟؟؟( )

  •  ” خر زدن ” فرایندی که طی اون یک دانشجو از حالت طبیعی خارج شده و زمان زیادی رو به مطالعه میپردازه ؛ خر زدن شرط لازم و نه کافی برای استاد دانشگاه شدن هست ؛میشه اون رو جز آلرژی های فصلی به حساب آورد (فصل امتحانات) ؛ خر زدن در شبهای امتحان به صورت فراگیری در دانشجو ها ظاهر میشه و مهمترین علامت اون علاقه شدید به کتب درسی بخصوص کتبی هست که در طول ترم تمایل چندانی به اون ها نداریم ؛ از عوارض جانبی خر زدن میشه به سرخی چشم ها ، گودی و سیاهی زیر چشم و موارد مشابه صورت آرایش نشده در خانوم ها و موهای ژل نزده در آقایون اشاره کرد ؛ این مشکل نیاز به داروی خاصی نداره و بلافاصله بعد از اتمام فصل امتحانات بخودی خود برطرف میشه .


    + نوشته شده در جمعه بیست و یکم مرداد 1390ساعت 12:27 توسط این جانب دانشجو (هدی یوسفی) |
  • از همتون معذرت میخوام...( )

  • دوستای خوبم سلام

    خیلی دلم واستون تنگ شده

    بعد از چند وقت برگشتم و وقتی این همه نظر بدون جواب و تایید نشده رو دیدم، واقعا ازتون خجالت کشیدم

    ۶ مرداد کنکور کاردانی به کارشناسیمه

    توروخدا دعام کنین

    هفته آینده به همتون سر میزنم

    دوستون دارم . امضا . اینجانب دانشجو


    + نوشته شده در دوشنبه سوم مرداد 1390ساعت 1:37 توسط این جانب دانشجو (هدی یوسفی) |
  • اعترافات یک تبهکار : ( )

  •  اهل دانشگاهم ، روزگارم خوش نیست

    ژتونی دارم ، خرده عقلی ، سر سوزن شوقی

    اهل دانشگاهم ، پیشه ام گپ زدن است

    گاه گاهی می نویسم تكلیف

    می سپارم به شما

    تا به یك نمره ناقابل بیست

    كه در آن زندانی ست ، دلتان زنده شود

    چه خیالی چه خیالی می دانم

    گپ زدن بیهوده است

    خوب می دانم دانشم بیهوده است

    استاد از من پرسید

    چقدر نمره زمن می خواهی

    من از او پرسیدم ، دل خوش سیری چند

    اهل دانشگاهم ، قبله ام آموزش

    جانمازم جزوه ، مشق از پنجره ها می گیرم

    همه ذرات وجودم متبلور شده است

    درسهایم را وقتی می خوانم

    كه خروس می كشد خمیازه

    مرغ و ماهی خواب است

    خوب یادم هست ، مدرسه باغ آزادی بود

    درس بی كرنش می خواندیم ، نمره بی خواهش می آوردیم

    تا معلم پارازیت می انداخت ، همه غش می كردیم

    كلاس چقدر زیبا بود و معلم چقدر حوصله داشت

    درس خواندن آنروز ، مثل یك بازی بود

    كم كمك دور شدم از آنجا

    بار خود را بستم ، عاقبت رفتم در دانشگاه

    به محیط خشن آموزش و به دانشكده علوم سرایت كردم

    رفتم از پله كامپیوتر بالا ، چیزها دیدم در دانشگاه

    من گدایی دیدم در آخر ترم

    در به در می گشت

    یك نمره قبولی می خواست

    من كسی را دیدم ، از دیدن یك نمره ده

    دم دانشگاه پشتك می زد

    من نمی خندم اگر دوست من می افتد

    من نمی خندم اگر نرخ ژتون را دوبرابر بكنند

    و نمی خندم اگر موی سرم می ریزد

    من در این دانشگاه

    در سراشیب كسالت هستم

    خوب می دانم استاد ، كی كوئیز می گیرد

    برگه حذف كجاست ، سایت و رایانه آن مال من است

    تریا، نقلیه و دانشكده از آن من است

    ما بدانیم اگر سلف نباشد ، همگی می میریم

    و اگر حذف نباشد ، همگی مشروطیم

    نپرسیم كه در قیمه چرا گوشت نبود

    كار ما نیست شناسایی مسئول غذا

    كار ما نیست شناسایی بی نظمی ها

    كار ما شاید اینست كه در مركز پانچ

    پی اصلاح خطاها برویم

    اهل دانشگاهم ، رشته ام علافی‌ست

    جیب‌هایم خالی ست 
     

    پدری دارم ، حسرتش یك شب خواب

    دوستانی همه از دم ناباب 

    اهل دانشگاهم ، قبله‌ام استاد است ، جانمازم نمره

    خوب می‌فهمم سهم آینده من بی‌كاریست 

    من نمی‌دانم كه چرا می‌گویند مرد تاجر خوب است و مهندس بی‌كار

    وچرا در وسط سفره ما مدرك نیست 

    كار ما نیست شناسایی هردمبیلی

    كار ما نیست جواب غلطی تحمیلی

    كار ما شاید این است كه مدرك در دست

    فرم بی‌گاری هر شركت بی‌پیكر را پر بكنیم


    + نوشته شده در یکشنبه یازدهم اردیبهشت 1390ساعت 1:38 توسط این جانب دانشجو (هدی یوسفی) |
  • دانشجوتون حاج خانوم شد!( )

  • سلام دوستای گلم

    خیلی بی مقدمه میرم سر اصل مطلب

    دارم میرم مکه هوراااااااااااااااااااا

    فردا ۷ صبح باید فرودگاه مهرآباد باشم

    اونجا به یاد همتون هستم

    و از خدا میخوام تک تک شماها به آرزوهای قلبیتون برسین

    ۹ اردیبهشت برمیگردم و بهتون سر میزنم

    دوستون دارم بوووووووس


    + نوشته شده در جمعه بیست و ششم فروردین 1390ساعت 15:18 توسط این جانب دانشجو (هدی یوسفی) |
  • دوستای گلم عیدتون مبارک( )

  •  

    عیدتون مبارک

    امیدوارم که توی سال 1390

    خوشبختی مثل سگ

    پاچه همتونو بگیره

    و مثل خر

    سرشو بندازه زیر بیاد تو زندگیتون

     


    + نوشته شده در چهارشنبه سوم فروردین 1390ساعت 1:9 توسط این جانب دانشجو (هدی یوسفی) |
  • آموزش گام به گام تقلب( )

  • مواد مورد نیاز:

    ۱-کاغذ مناسب، به اندازه نیاز (در صورت امکان از آ۴-کاغذ کاهی از کیفیت مطلوبی برخوردار نیستند.)

    ۲-خودکار مرغوب(مشکی بهتر است-نوک خودکار باید ریز باشد و خودکار های بیک اصلا مناسب نیستند)

    *شاید خیلی از شما عزیزان در هنگام تقلبی به خاطر بزرگ بودن کاغذ تقلبی،لو رفته باشید؛اندازه کاغذ بسیار مهم است.

    بهترین اندازه۵×۳.۵ سانتی متر است.  با این اندازه شما می توانید کاغذ را در هر جایی،قرار دهید.

    نگران این نباشید که تعداد کاغذهایتان زیاد شود!

    ۲-خودکار مرغوب(مشکی بهتر است-نوک خودکار باید ریز باشد و خودکار های بیک اصلا مناسب نیستند)

    *شاید خیلی از شما عزیزان در هنگام تقلبی به خاطر بزرگ بودن کاغذ تقلبی،لو رفته باشید؛اندازه کاغذ بسیار مهم است.

    بهترین اندازه۵×۳.۵ سانتی متر است.  با این اندازه شما می توانید کاغذ را در هر جایی،قرار دهید.

    نگران این نباشید که تعداد کاغذهایتان زیاد شود!

    **در این مرحله باید دست خط خیلی خوبی داشته باشید؛دست خطی که هم خوانا باشد و هم ریز که کاغذ زیادی مصرف نشود!

    ***حال نوبت به این می رسد که کاغذ را جا سازی کنید.شما می توانید کاغذ را به انتهای مانتو و یا پیراهن با کمک سوزن ته گرد نصب کنید.

    سوزن را باید طوری قرار داد که از رو هیچ چیز مشخص نباشد.

    ****و در آخر باید منتظر باشید که مراقب ازشما دور باشد و در اینجا پاهای خود را روی هم گذاشته و به طور ماهرانه شروع به تقلبی کنید.


    + نوشته شده در دوشنبه دوم اسفند 1389ساعت 18:53 توسط این جانب دانشجو (هدی یوسفی) |
  • ( )

  • دوستای خوبم سلام

    این منم. دانشجو

    خیلی وقته که بهتون سر نزدم و جواب حرفا و سوالای شما رو هم ندادم

    این قدر نیایید تو نظرات شکایت کنید و ازم دلگیر باشین

    من عزادار مامان بزرگمم

    کسی که عاشقش بودم بالاخره برای همیشه با ما خدافظی کرد

    برای شادی روح بزرگ و بهشتیش الهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم


    + نوشته شده در جمعه بیست و ششم آذر 1389ساعت 12:41 توسط این جانب دانشجو (هدی یوسفی) |
  • دانشجوهای پسر هم بدبختنااااااا( )

  • اگه تیپ بزنن برن بیرون میگن با کی قرار داری؟ اگه لباسهای معمولی بپوشن میگن اصلا سلیقه نداری

    اگه زیاد بگن دوستت دارم . میگن باز چه نقشه ای تو سرته اگه نگن دوست دارم میگن پای کس دیگه ای وسطه

    اگه زیاد بهتون زنگ بزنن میگن اعتماد نداری اگه یه مدت زنگ نزنن میگن سرت خیلی شلوغه

    اگه تو خونه زیاد بخندن میگن لوس شدی اگه نخندن میگن چه مرگته عاشق شدی

    اگه شام بخوان میگن همش به فکر شکمتی اگه شام نخوان میگن چی کوفت کردی

    اگه درس بخونن میگن خرخونی. اگه نخونن میگن چقدر خنگی. چه جوری دانشگاه قبول شدی؟

    اگه خودکار استادو که افتاده زمین بدن دستش میگن چاپلوسی. اگه ندن میگن بی ادبی.

    اگه سر کلاس به دخترا سلام کنن میگن عاشق شده. اگه نکنن میگن اینو ببین چه غربتیه. انگار از پشت کوه اومده! یا میگن انگار آسمون سوراخ شده و این افتاده پایین!

    خلاصه از اول تاریخ بشر پسرا بدبخت بودن


    + نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم آبان 1389ساعت 9:18 توسط این جانب دانشجو (هدی یوسفی) |
  • چگونه یک دانشجوی نمونه شوید؟؟( )

  • - مشروط شوید. مشروطی را برای دانشجو ساخته اند نه رئیس دانشگاه و اساتید. هیچکدام همه واحد های خود را پاس نکنید. از حد مجاز مشروطی و ترم های مجاز حضور در دانشگاه نهایت استفاده را ببرید. مطمئن باشید بیرون از دانشگاه هیچ خبری جز رفتن به سربازی و بعد از آن بیکاری وجود ندارد. حداقل وقتی که در دانشگاه حضور دارید به عنوان یک دانشجو شناخته می شوید نه یک بیکار.

    - تا دوران تحصیلتان تمام نشده در دانشگاه عاشق شوید و ازدواج کنید. چون اگر دانشگاهتان تمام شود هیچکس حاضر نیست با یک آدم آس و پاس بیکار ازدواج کند.

    - جزوه های خود را مرتب و منظم بنویسید. شاید فرجی شد و کسی برای گرفتن جزوه به شما مراجعه کرد و بختتان باز شد وگرنه بعد از تمام شدن دانشگاه بخت ازدواج را از دست خواهید داد.

    - یکی از راه های گرفتن نمره درس خواندن است. برای گرفتن نمره راه های دیگری هم وجود دارد. یکی از ساده ترین این راه ها پاچه خواری است. اکثر دانشجویان و به خصوص شاگرد اول ها نمره خود را از این طریق به دست می آورند. راه دیگر گرفتن نمره، جنس مخالف بودن است که در این روش نیازی نیست شما کار خاصی انجام دهید. نمره خود به خود برای شما منظور می شود.تهدید استاد به پنچر کردن ماشینش، مظلوم نمایی و بهانه مریضی و فوت اقوام درجه یک و دو و پیدا کردن آشنا و استفاده از بند پ روش های دیگر گرفتن نمره است که در مواقع لزوم توصیه می شود.

    - در فعالیت های فوق برنامه شرکت کنید. شما با درس خواندن فوقش یک لیسانسه بیکار می شوید. اما با شرکت در برنامه های فوق برنامه استعداد های هنری و غیر هنری خود را کشف و استعداد های هنری خود را خنثی و استعداد های غیر هنری خود را ضبط و بعد از فارغ التحصیل شدن به کار می بندید.


    - با گرفتن پایین ترین مدرک، دانشگاه را رها کنید. هرگز از یک سوراخ دوبار گزیده نشوید. ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد و دکتری یک اشتباه بزرگ است هر وقت تحصیل را رها کنید و به کار اصلی خانوادگیتان برگردید، سود کرده اید. با ادامه تحصیل شما یک فوق لیسانس و یا دکتر بیکار خواهید شد که دیگر نمی توانید سرتان را پیش در و همسایه بلند کنید. پس تا دیر نشده به فکر یک کار نان و آب دار باشید.


    + نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم مهر 1389ساعت 0:41 توسط این جانب دانشجو (هدی یوسفی) |
  • مصاحبه با یک دانشجوی خیلی خیلی موفق( )

  • مصاحبه کننده : شما صبح ها معمولا چه کاری انجام می دهید ؟

    دانشجو : صبح که از خواب بیدار می شم وبگردی میکنم.
    مصاحبه کننده : بعد از ظهر چطور ؟
    دانشجو :  این که پرسیدن نداره. خوب معلومه وبگردی میکنم.

    مصاحبه کننده : و شب ها ؟
    دانشجو : وبگردی میکنم دیگه. 
    مصاحبه کننده : پس چه زمانی درس می خوانید ؟
    دانشجو : زمانی که وبگردی نمیکنم.
    مصاحبه کننده : پس زمان هایی هم هست که وبگردی نمیکنید.
    دانشجو : نه ، زمانی نیست که وبگردی نکنم.

    مصاحبه کننده : پس منظورتون اینه که درس نمی خونید ؟
    دانشجو : چرا میخونم.
    مصاحبه کننده : میشه خیلی واضح بفرمایین کی درس میخونین؟
    دانشجو: توی وبگردی هام یه وقتایی ناخواسته و از روی بدشانسی به وبلاگای درسی برمی خورم. و باز هم متاسفانه تا زمانی که بخوام اون وبلاگ را ببندم، چشمم به یکی دو تا از جمله ها میخوره و با این روش تقریبا روزانه پنج جمله ی ناخواسته یاد می گیرم.


    + نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم مهر 1389ساعت 2:10 توسط این جانب دانشجو (هدی یوسفی) |
  • ( )

  • دوستای عزیز و اینترنتی من سلام

    خیلی دوس داشتم به وبلاگ تک به تک تون بیام و اینا رو اونجا واستون بنویسم

    ولی متاسفانه اونقدر کمبود وقت پیدا کردم که باور نمی کنین

    سه چهار ساعت دیگه باید راه آهن باشم

    تو رو خدا دعام کنین که این ترم آخری رو بگذرونیم و تموم شه

    دلم برای همتون تنگ میشه

    البته فک نکنین که من دارم میرم یه شهر دیگه آپ نمیکنمااااااا

    این یه فکر باطله

    من آپ میکنم و به همه هم سر میزنم

    فقط دیگه هر روز نمیتونم بیام نت

    ممکنه دو سه روز یه بار بیام

    هنوز نرفتم دلم براتون یه ذره شده

    ایشالا که همتون موفق باشین

    سرتون رو درد نمی یارم

    امضا: اینجانب دانشجو


    + نوشته شده در جمعه دوم مهر 1389ساعت 9:43 توسط این جانب دانشجو (هدی یوسفی) |
  • فرازهایی از وصیت یک پشت کنکوری( )

  • دوستان عزیز و دلبندم سلام

    بی شک هم اکنون که این مطلب را می خوانید، من بین شما نخواهم بود و در کنج خانه یا کتابخانه مشغول خر زدن می باشم!
    در درجه اول از همه تان می خواهم که ناراحت و آزرده خاطر مباشید.

    کنکور حق است! 
    در درجه دوم از شما چیزی نمی خواهم!!


    اما روی سخنم با توست! ای مخترع کنکور... 

    الهی سقف آرزوت خراب بشه روی سرت، بیایی ببینی که همه حلقه زدن دور و برت!


    مادر عزیزم...
    از تو می خواهم با دقتی مضاعف سریال های تلویزونی را دنبال کنی تا بعد از اتمام کنکور یک به یک آن ها را برایم تعریف نمایی. تو خود خوب می دانی که من روزانه 10 تا 18 ساعت خود را روی تلویزیون دراز کشیده ام.
    مادرم از هیچ یک از سریال ها غافل نشو! شاید مجددا پخش شود!


    پدر خوبم...
    لطفا" این قدر در دلت فرزندت را فحش کش نکن که این نره غول تا کی می خواهد به بهوونه درس خواندن بخورد و بخسبد!! تو خود می دانی ... می دانی می دا.... نه هیچی بی خیال! از وضعیت درسی من تو خود هیچ ندانی بهتر است!!


    و تو ای برادرم...
    هیچی بیخیال! شما زندگیتو بکن!!!

     

    و تو ای عادل فردوسی پور این قدر زرت و زرت! نود پخش نکن، اونم تا بوق سگ. مگه نمی بینی من کنکور دارم؟!


    و ای همه رقیبان من در عرصه ی کنکور ... 
    الهی جزّ ِجیگر بگیرید...!!!


    + نوشته شده در شنبه بیست و هفتم شهریور 1389ساعت 1:23 توسط این جانب دانشجو (هدی یوسفی) |
  • اگر کسی توی کنکور 1389 قبول نشد بهش حق بدین. چون:( ღ اگر کسی توی کنکور قبول نشد بهش حق بدین. چون ღ )

  • یک سال فقط 365 روز داره.

    حد اقل در یک هفته، یک روز نیاز به استراحت دارید که سر جمع 48 روز میشه.  317 روز دیگه باقی می مونه.

    یک روز در هفته رو هم نیاز دارین که دوست پسر یا دوست دخترتون رو ببینین. پس 269 روز باقی میمونه.

    شما روزانه به هشت ساعت خواب نیاز دارین که در کل 122 روز میشه. فقط 147 روز باقی میمونه.

    آدم روزانه حدود 2 ساعت یا با تلفن صحبت میکنه و یا اس ام اس میده. چرا که آدم یه موجود اجتماعیه. این خودش میشه 30 روز. پس 117 روز دیگه میمونه.

    اگر آدم اهل خریدی باشین ماهی دو بار هم به خرید میرین که فردای اون روز رو هم به دلیل خستگی نمی تونین درس بخونین. یعنی هر ماه چهار روزتون برای خرید میره. پس 69 روز دیگه میمونه.

    حدود 15 روز هم تعطیلات عیده که شما حتما به سر میرین. چون اگه نرین روحیه ای برای درس خوندن ندارین. پس 54 روز میمونه.

    برای مناسبتایی مثل روز پدر، روز مادر، تولد پدر، تولد مادر، سالگرد ازدواجشون و ... هم حدودا دو هفته از وقتتون میره. پس 40 روز باقی میمونه.

    توی تابستون به دلیل گرمای زیاد بازدهی بدن کم میشه و شما مجبورین هفته ای 2 روز بیشتر استرحت کنین. پس 16 روز براتون باقی میمونه.

    یه روز رو باید برین کارت ورود به کنکورتون رو تحویل بگیرین. 15 روز بیشتر نمی مونه.

    اگر شما فرد نرمالی باشین حداقل دو هفته از سال رو کسالت دارین. با این حساب فقط یه روز باقی میمونه.

    روز باقی مونده همون روز تولد شماست. چه طور میشه اون روز درس خوند؟

    نتیجه: یک داوطلب نرمال نمی تونه امیدی برای قبولی توی دانشگاه داشته باشه.


    + نوشته شده در شنبه بیستم شهریور 1389ساعت 23:30 توسط این جانب دانشجو (هدی یوسفی) |
  • برنامه هفتگی دانشجو( )

  • دانشجویان عزیز با توجه به نزدیک شدن به مهر ماه و شروع ترم تحصیلی جدید، امروز براتون برنامه هفتگی دانشجو رو می ذارم تا کلاس های متفرقه تون رو با توجه به این برنامه تنظیم کنین.

    شنبه: اولین روز هفته. هنوز خستگی روز قبل و خواب آلودگی. توصیه من به شما عزیزان: تمامی واحدهای شنبه رو حذف اضطراری کنین و خوب استراحت کنین. چون سه روز سختی رو در پیش رو دارین.

    یک شنبه: این روز رو به کلاس تربیت بدنی اختصاص بدین و تا می تونین کلاس رو دو در کرده و به تفریحتون برسین.

    دوشنبه، سه شنبه و چهارشنبه: سه روز کاری شما در هفته. به دلیل اینکه من از برنامه سفر و تفریحات سالم شما اطلاعی ندارم، این سه روز رو به خودتون واگذار میکنم. سعی کنین 3 تا 4 واحد رو برای این سه روز در نظر بگیرین.

    پنج شنبه:اصولا در هفته فقط یک پنج شنبه داریم که به برنامه های متفاوت میگذره. چه جوری میشه این روز درس خوند و یا به دانشگاه رفت؟

    جمعه: توی این روز که مرده ها هم آزادند. چه برسه به ما زنده ها. برنامه خاصی نداریم. به عشق و حالتون برسین.


    + نوشته شده در سه شنبه شانزدهم شهریور 1389ساعت 5:35 توسط این جانب دانشجو (هدی یوسفی) |
  • تعریف سخت افزار و نرم افزار کامپیوتر( ღ تعریف سخت افزار و نرم افزار کامپیوتر ღ )

  • سخت افزار:

    آن بخشی از کامپیوتر است که میتوان با چکش خرد کرد و

    نرم افزار:

    بخشی است که فقط میتوان به آن فحش داد


    + نوشته شده در پنجشنبه یازدهم شهریور 1389ساعت 2:34 توسط این جانب دانشجو (هدی یوسفی) |
  • نظرات جمعی از دانشجویان ساکن در یک خوابگاه دانشجویی در مورد سوسک ( ღ نظرات جمعی از دانشجویان خوابگاه درباره سوسک ღ )

  • دانشجوی علوم ارتباطات : تا او هست، هیچکس تنها نیست.

    دانشجوی حقوق : با اینکه همیشه شاهد اعمال دانشجویان است ولی هیچوقت و در هیچ دادگاهی علیه آنان شهادت نمی دهد !

    دانشجوی مهندسی : شجاعتش برایم قابل تحسین است چون ماکت هر پل یا ساختمانی را که می سازم بدون توجه به احتمال تخریب آن ، به رویش می رود و افتتاحش می کند !

    دانشجوی پزشکی : تنها موجودی است که از تیغ تشریح من هراسی ندارد و به طرفم می آید تا با فدا کردن جانش موجب پیشرفت علم پزشکی شود !

    دانشجوی مدیریت : با آن جثه کوچک، آنچنان خانواده پر جمعیتش را مدیریت و اداره می کند که انگار مدیر بودن باید در خون هر کس باشد و درس خواندن بی فایده است !

    دانشجوی زبان و ادبیات فارسی : او هیچوقت حرفی نمی زند. ولی با سکوتش هزاران حرف را به من می آموزد !

    دانشجوی روانشناسی : درون گرا، خجالتی، کم حرف، یک شخصیت منحصر به فرد !

    دانشجوی علوم سیاسی : به هیچ دسته و گروهی وابسته نیست، تک و تنها برای هدفش تلاش می کند !

    دانشجوی برق : وقتی روشنایی و خاموشی در نحوه حرکت او بی تاثیر است، من را متوجه نیرویی فراتر از برق می کند !

    دانشجوی کامپیوتر : مغز کوچک او با آن همه ذخایر اطلاعاتی بسیار پیشرفته تر از فلش ۳۲ گیگ است !

    دانشجوی فیزیک هسته ای : زندگی در خوابگاه حق مسلم اوست !

    دانشجوی تربیت بدنی : آنقدر عضلاتش نیرومند است که می تواند از دیوار راست هم بالا برود !

    دانشجوی زبان شناسی : هیچکس زبانش را نمی فهمد !

    دانشجوی علوم تربیتی : شیوه تربیتی او در تعلیم فرزندان بی شمارش برایم قابل احترام است. چرا که تمام آن فرزندان بی چون و چرا ادامه دهنده راه او می باشند !

    دانشجوی  زمین شناسی : کاش می توانستم به مانند او به اعماق زمین بروم و ندیدنی ها را ببینم !

    دانشجوی زبان انگلیسی : ! It is always silent

    دانشجوی تاریخ : گذشت اعصار و قرون نتوانسته هیچ تاثیری در ظاهر و عقاید و شیوه زندگی او بگذارد !

    دانشجوی فلسفه : همیشه فلسفه وجودی او برایم سوال بوده. ولی مطمئنم که درپس خلقتش هدفی والا نهفته است !

    دانشجوی هنر : هیچوقت منتظر نمی شود تا بتوانم پرتره اش را تمام کنم !

    دانشجوی مکانیک : با الهام از او توانستم خودرویی بسازم که هم در آب و خشکی حرکت کند و هم بتواند از سطوح صاف و صیقلی بالا برود !

    دانشجوی آمار : بدون شک از یک روش آماری قوی برای محاسبه تعداد فرزندانش بهره می برد !

    دانشجوی اخلاق : آنقدر با مرام و پایبند به اخلاقیات است که تا به حال نگذاشته هیچکس اشک او را ببیند. حتی زمانیکه فرزندش را جلوی چشمانش له می کنند !
      

    دانشجوی جغرافیا : مکان ، آب و هوا و شرایط محیطی در او تاثیری ندارد. چون او همه جا هست !

     


    + نوشته شده در جمعه پنجم شهریور 1389ساعت 1:52 توسط این جانب دانشجو (هدی یوسفی) |
  • تاریخچه ی تقلب (یه طنز توپ) D:( ღ تاریخچه ی تقلب (یه طنز توپ) ღ )

  • تاريخچه‌ي تقلب از جايي شروع ميشود که حسن کچل براي نخستين بار تن لش خود را تکان داد و به مکتب رفت. از بد ماجرا همان روز امتحان ماهيانه‌ي کودکان فلک بخت مکتب بود. ليک حسن از روي گشادي، چشمان چپش را بر روي ورقه‌ي همزاد انداخت تا نکتي بس ارزشمند از ورقه‌ي فوق الذکر، دشت کند.

    اين بود که اولين تقلب تاريخ بشري زده شد...

    البته اين تقلب با روش‌هاي فوق العاده ابتدايي (البته در مقابل ترفند‌هاي کنوني) صورت گرفت. بدين ترتيب که حسن با کلي زور زدن تن را تکان داد و خود را به بالاي ورقه‌ي همزاد رسانيد و خيلي راحت مطالب را دو در فرمود.

    زان پس تقلب دوران طلايي خود را آغاز کرد. بدين ترتيب که گسترش يافت و مصاديقي متفاوت پيدا کرد. از جمله تقلب‌هاي رايج تقلبات سر امتحان، دو در کردن غذا از سلف، تقلب در اتو زدن، تقلب در شماره دادن، تقلب در مخ زني، تقلب در بازي (که از آن به جر زني تعبير ميشود) را مي‌ توان نام برد.

    حال روش هايي از تقلب در امتحانات را به نظرتان مي‌رسانيم:

    روش هاي نوشتاري:

    • نوشتن روي کف پا، پس کله، پشت گوش و...
    • نوشتن روي ميز، پشت نيمکت، زير نيمکت، پشت مانتوي دختر جلويي و...
    • نوشتن روي دستمال دماغي، پاکت نامه و...
    • نوشتن و لوله کردن تقلب و جاسازي آن در سوراخ‌هاي مختلفي از جمله دماغ، دهن، فک پايين، دريچه‌ي آئورت و ...


    روش هاي با کلاسي:

    • استفاده از ماشين حسابهاي مهندسي
    • استفاده از آيينه، موچين، لوازم آرايش، فيلم، عکس

    روش هاي جوادي:

    • خر نمودن يک فقره بچه خرخون
    • خم کردن سر به روي ورقه‌ي طرف به صورت تابلو.


    توجه:

    اگر در اين امر تبهر کافي نداريد اصلا سمت اين کار نرويد که عواقبي جز ضايع شدن، اخراج شدن و تابلو شدن ندارد!


    + نوشته شده در یکشنبه سی و یکم مرداد 1389ساعت 1:13 توسط این جانب دانشجو (هدی یوسفی) |
  • يك داستان عجيب لطفا آن را تا انتها بخوانيد...( ღ يك داستان عجيب لطفا آن را تا انتها بخوانيد... ღ )

  • اتومبيل دانشجوی بیچاره ای كه به تنهايي سفر مي كرد در نزديكي صومعه ای خراب شد. دانشجو به سمت صومعه حركت كرد و به رئيس صومعه گفت : «ماشين من خراب شده. آيا مي توانم شب را اينجا بمانم؟ »
    رئيس صومعه بلافاصله او را به صومعه دعوت كرد. شب به او شام دادند و حتي ماشين او را تعمير كردند. شب هنگام وقتي دانشجو مي خواست بخوابد صداي عجيبي شنيد. صداي كه تا قبل از آن هرگز نشنيده بود .. صبح فردا از راهبان صومعه پرسيد كه صداي ديشب چه بوده اما آنها به وي گفتند :« ما نمي توانيم اين را به تو بگوييم . چون تو يك راهب نيستي»
    دانشجو با نا اميدي از آنها تشكر كرد و آنجا را ترك كرد.
    چند سال بعد ماشين همان دانشجو بازهم در مقابل همان صومعه خراب شد .
    راهبان صومعه باز هم وي را به صومعه دعوت كردند ، از وي پذيرايي كردند و ماشينش را تعمير كردند. آن شب بازهم او آن صداي مبهوت كننده عجيب را كه چند سال قبل شنيده بود ، شنيد.
    صبح فردا پرسيد كه آن صدا چيست اما راهبان بازهم گفتند: :« ما نمي توانيم اين را به تو بگوييم . چون تو يك راهب نيستي»
    اين بار دانشجو گفت «بسيار خوب ، بسيار خوب ، من حاضرم حتي زندگي ام را براي دانستن فدا كنم. اگر تنها راهي كه من مي توانم پاسخ اين سوال را بدانم اين است كه راهب باشم ، من حاضرم . بگوئيد چگونه مي توانم راهب بشوم؟»
    راهبان پاسخ دادند « تو بايد به تمام نقاط كره زمين سفر كني و به ما بگويي چه تعدادي برگ گياه روي زمين وجود دارد و همینطور باید تعداد دقيق سنگ هاي روي زمين را به ما بگويي. وقتي توانستي پاسخ اين دو سوال را بدهي تو يك راهب خواهي شد.»
    دانشجو تصميمش را گرفته بود. او رفت و 45 سال بعد برگشت و در صومعه را زد.
    دانشجو گفت :‌« من به تمام نقاط كرده زمين سفر كردم و عمر خودم را وقف كاري كه از من خواسته بوديد كردم . تعداد برگ هاي گياه دنيا 371,145,236, 284,232 عدد است. و 231,281,219, 999,129,382 سنگ روي زمين وجود دارد»
    راهبان پاسخ دادند :« تبريك مي گوييم . پاسخ هاي تو كاملا صحيح است . اكنون تو يك راهب هستي . ما اكنون مي توانيم منبع آن صدا را به تو نشان بدهيم.»
    رئيس راهب هاي صومعه دانشجو را به سمت يك در چوبي راهنمايي كرد و به او گفت : «صدا از پشت آن در بود»
    دانشجو دستگيره در را چرخاند ولي در قفل بود . دانشجو گفت :« ممكن است كليد اين در را به من بدهيد؟»
    راهب ها كليد را به او دادند و او در را باز كرد.
    پشت در چوبي يك در سنگي بود . دانشجو درخواست كرد تا كليد در سنگي را هم به او بدهند.
    راهب ها كليد را به او دادند و او در سنگي را هم باز كرد. پشت در سنگي هم دري از ياقوت سرخ قرار داشت. او بازهم درخواست كليد كرد .
    پشت آن در نيز در ديگري از جنس ياقوت كبود قرار داشت.
    و همينطور پشت هر دري در ديگر از جنس زمرد سبز ، نقره ، ياقوت زرد و لعل بنفش قرار داشت.
    در نهايت رئيس راهب ها گفت:« اين كليد آخرين در است » . دانشجو كه از در هاي بي پايان خلاص شده بود قدري تسلي يافت. او قفل در را باز كرد. دستگيره را چرخاند و در را باز كرد . وقتي پشت در را ديد و متوجه شد كه منبع صدا چه بوده است متحير شد. چيزي كه او ديد واقعا شگفت انگيز و باور نكردني بود.

    .

    .

    .

    .
    .....اما من نمي توانم بگويم او چه چيزي پشت در ديد ، چون شما راهب نيستيد ....


    + نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم مرداد 1389ساعت 6:6 توسط این جانب دانشجو (هدی یوسفی) |
  • ماه رمضان مبارک باد ...( ღ ماه رمضان مبارک باد... ღ )

  • فرا رسيدن ماه رمضان،

        ماه زولبيا و باميه ،

            بيخوابی شبانه ،

                گرسنگی روزانه ،

                    روزشماری ماهانه ،

                        پرخوری سحرانه ،

                            افطاری شاهانه و

                                توقع آمرزش سالانه مبارک باد


    + نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم مرداد 1389ساعت 21:52 توسط این جانب دانشجو (هدی یوسفی) |
  • مصاحبه با یک دانشجوی لوده( ღ مصاحبه با یک دانشجوی لوده ღ )

  • دانشجو رو چی تعریف می کنی؟

    فردی که در مقابل فهمیدن مقاومت میکنه. دانشجو89

     ....................................................................

    چی شد که رفتی دانشگاه؟

    بار بهمون خورد. وانت هم خالی بود. رفتیم دانشگاه دانشجو89

     ....................................................................

    حرفی برای کسایی داری که میخوان در آینده دانشجو بشن؟

    ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند

    بچه جون درس نخون لیسانسه هاش بیکارند

    دانشجو89

     ....................................................................

    برای شبای امتحان چه برنامه ای داری؟

    همیشه یه جمله ی گرانبها رو سر لوحه ی کارام قرار میدم. و اون اینه که:

    ز خرخوانان عالم هرکه را دیدم غمی دارد

    دلا رو کن به مشروطی که آن هم عالمی دارد دانشجو89

      ....................................................................

    نه جدا برای خواننده ها بگو چه برنامه ای داری؟

    راستشو بخوای از سر تا پام تقلب می نویسم. ولی چون استرس دارم که تقلب هامو بگیرن مجبورم همشونو حفظ کنم.

     دانشجو89

      ....................................................................

    خوابگاه دانشجویی چه جور جاییه؟

    ساختمونی شبیه انباری که توی اون موجوداتی شبیه انسان زندگی میکنن. اگر یه شب ساعت 12 خوابت بگیره مجبوری تا 5 صبر کنی تا خوابگاه آروم شه و بخوابی. دانشجو89

      ....................................................................

    تا حالا شده برای یادگیری درسی دچار مشکل بشی و حس کنی که اونو نمی فهمی؟

    من کلا با یاد گیری مشکل دارم  دانشجو89

      ....................................................................

    چی توی دانشگاه بیشترین اهمیت رو داره؟

    اینکه بتونی توی یه ماه مخ چند نفرو بزنی دانشجو89

      ....................................................................

    برای موفقیت توی امتحانای تستی چه تاکتیکی رو پیشنهاد میکنی؟

    استفاده از متود ده بیست سی چهل پنجاه ... 

      ....................................................................

    استرس خودت رو چه جوری مهارمیکنی؟

    استرس لازم نیس. پاس نمی کنیم که از پایه قوی شیم و هی مرور کنیم

     ....................................................................

    تا حالا شده از امتحانا جا بمونی؟

    جا که نه نموندم. ولی 8 صبح امتحانا شروع میشه و من که تا 7:50 خواب بودم مجبورم بدوم تا به امتحان برسم.  دانشجو89

     


    + نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم مرداد 1389ساعت 22:58 توسط این جانب دانشجو (هدی یوسفی) |
  • برای من نوشتی، برای تو نوشتم 2 D:( ღ برای من نوشتی، برای تو نوشتم 2 ღ )

  • بدو تانک ندیده  ! تو بلاگ منو از کجا پیدا کردی رفیق؟

    اگه می دونستی چقدر دلم برات تنگ شده یه آدرس از خودت میذاشتی. بازم منتظرتم.  

     الهام عزیز! جریان تانک ندیده مفصله  ما با این رفیقمون داشتیم میرفتیم کربلا. وسط راه یه تانک بود، کلی باهاش عکس گرفتیم.  این رفیقمون دیگه تانکه رو ول نمی کرد  اینه که اسمش شد تانک ندیده. بدو اولش هم واسه خودش یه داستانی داره

    نگار عزیز و حمید جان! مگه دوست من دلقکه که بهش بخندین  بازم خودت میدونی


    + نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم مرداد 1389ساعت 22:43 توسط این جانب دانشجو (هدی یوسفی) |
  • دیدگاه های دانشجوهای مختلف در مورد عشق ( ღ دیدگاه های دانشجوهای مختلف در مورد عشق ღ )

  • دانشجوی زیست شناسی : اگر کسی را دوست داری ، به حال خود رهایش کن … او تکامل خواهد یافت

    دانشجوی فیزیک : اگر کسی را دوست داری ، به حال خود رهایش کن …اگر برگشت ، به خاطر قانون جاذبه است و اگر نه یا اصطکاک بیشتر از انرژی بوده و یا زاویه برخورد میان دو شیء با زاویه صحیح هماهنگ نبوده است

    دانشجوی حسابداری : اگر کسی را دوست داری ، به حال خود رهایش کن … اگر برگشت ، رسید انبار صادر کن و اگر نه ، برایش اعلامیه بدهکار بفرست

    دانشجوی ریاضی : اگر کسی را دوست داری ، به حال خود رهایش کن … اگر برگشت ، طبق قانون ۲=۱+۱ عمل کرده و اگر نه در عدد صفر ضربش کن

    دانشجوی کامپیوتر : اگر کسی را دوست داری ، به حال خود رهایش کن … اگر برگشت ، از دستور کپی – پیست استفاده کن و اگر نه بهتر است که دیلیت اش کنی

    دانشجوی خوشبین : اگر کسی را دوست داری ، به حال خود رهایش کن… نگران نباش بر می گردد

    دانشجوی عجول : اگر کسی را دوست داری ، به حال خود رهایش کن … اگر در مدت زمانی معین بر نگشت فراموشش کن

    دانشجوی شکاک : اگر کسی را دوست داری ، به حال خود رهایش کن …اگر برگشت ، از او بپرس ” چرا ” ؟

    دانشجوی صبور : اگر کسی را دوست داری ، به حال خود رهایش کن …اگر برنگشت ، منتظرش بمان تا برگردد

    دانشجوی رشته صنایع : اگر کسی را دوست داری ، به حال خود رهایش کن …اگر برگشت ، باز هم به حال خود رهایش کن ، اینکار را مرتب تکرار کن

    دانشجوی آمار : اگر کسی را دوست داری ، به حال خود رهایش کن … اگر دوستت داشته باشد ، احتمال برگشتنش زیاد است و اگر نه احتمال ایجاد یک رابطه مجدد غیر ممکن است


    + نوشته شده در شنبه نهم مرداد 1389ساعت 17:4 توسط این جانب دانشجو (هدی یوسفی) |
    مطالب پيشين


    

    دانلودیان - گویا آی تی - گردنبند love فور ایرونی | قالب بلاگفا - گرافیک